روانشناسی ورزشیمعرفی کتاب

مبحث سی و ششم تا چهلم از چهل مبحث کاربردی در حوزه روانشناسی ورزشی

مبحث سی و ششم:یادآوری بیش از حد خاطرات گذشته و یادزدایی

از سلسه مباحث کاربردی در حوزه روان شناسی ورزشی

تهیه و تدوین:مجید کرامتی مقدم

 

مهارت های روانی | در ورزش یادزدایی یا فراموش کردن وقایع تلخ گذشته یک تکنیک بسیار مهم می باشد. ورزشکارانی که خاطرات بازی بدی از خود در یک بازی خاص دارند، ممکن است در چندین بازی بعدی با این خاطرات دست و پنجه نرم کرده و دایم خود را سرزنش کنند.

بنابراین برای فراموشی این خاطرات باید از هیپنوتیزم یادزدایی استفاده نمود. در این فرآیند هیپنوتیزم شما می توانید خاطره ورزشی را که ناخوشایند است محو، کم رنگ و یا به دلخواه خود تغییر دهید. در نقطه مقابل حدت حافظه در روان شناسی ورزش بسیار با ارزش است و ورزشکار را قادر می سازد که به طور واضح لحظات اوج عملکرد خود را به صورت ذهنی عکس برداری نموده و به خاطر آورد.

در استفاده از این تکنیک باید سعی شود ورزشکار را با تمام حواس خود با آن رویداد موفق گذشته روبرو ساخت. مثلا اگر یک فوتبالیست در یک بازی خاص بسیار خوب بازی کرده است باید حس بینایی در آن محیط، حس شنوایی و تمام صداهای آنجا، بوی چمن و یا هر بوی دیگری را در خاطر او زنده کرد. در واقع باید ورزشکار را در فضای روانی همان بازی موفقیت آمیز قرار داد و این امر با القای تصویرسازی واضح قابل انجام است.


(از کتاب: کاربرد مهارتهای ذهنی در ورزش، نوشته: دکتر مهدی سهرابی و دکتر مهدی فتحی)

@mentalskills
توضیح تکمیلی از مجید کرامتی مقدم:



متاسفانه با وجود همه نوشته های فوق که حاصل نظرات و پژوهش های مختلف صاحب نظران حوزه روان شناسی ورزش است. اغلب ورزشکاران خاطرات و تصاویر بد گذشته را مرتب مرور می کنند و این کار نه تنها کمکی به ورزشکار نمی کند، بلکه اعتماد به نفس و مهارت رفتاری_حرکتی ورزشکار را نیز تحت شعاع قرار می دهد.

افراد درون گرا یا برون گرا در ورزش

مبحث سی و هفتم: اهمیت افراد درون گرا یا برون گرا در ورزش


دو سوال بسیار مهم برای تعیین این که آیا شما درون گرا و یا برون گرا هستید از این قرار است:

کدام یک به من انرژی بیشتری می دهد: تبادل با سایر اشخاص و یا یا خود بودن؟

می خواهم انرژی ام را کجا صرف کنم:در دنیای بیرون اشخاص و اشیا یا در دنیای درون ایده ها و اندیشه ها؟

برون گراها دیگران محور هستند! به عبارت دیگر آنها انرژی خود را از دیگران می گیرند و آن را به دیگران هم می دهند. اما درون گراها خودمحور هستند. البته این بدان معنا نیست که خود خواهند به جای آن بیشتر به خودشان متکی هستند. درون گرا دارایی هایشان را متوجه درون خود می کنند زیرا ترجیح می دهند از تجربیات و دانسته های خود استفاده کنند.

درون گراها برای دریافت جواب به درون خود توجه می کنند برون گراها از خود می پرسند ( به طور ناخوداگاه) من با دیگران و با اشیای بیرون از خود چگونه رابطه برقرار می کنم؟ و حال آن که درون گراها از خود می پرسند ( باز هم به طور ناخوداگاه) دیگران با من در چه رابطه ای هستند؟

اشخاص با توجه به تیپ ترجیحی خود در دنیا کارهای متعددی انجام می دهند. برون گراها ترجیح می دهند از هر کاری علم و اطلاعی داشته باشند. به همین دلیل این اشخاص در هر زمینه اطلاعی دارند. برخلاف برون گراها، درون گراها ترجیح می دهند تنها به یکی دو موضوع بپردازند و در آن به تبحر لازم برسند.

(از کتاب روان شناسی کوه نوردی، نوشته: علی رضا احمدی)

@mentalskills
توضیح تکمیلی از مجید کرامتی مقدم:



شناخت دقیق تیپ های شخصیتی در هدایت تحصیلی، ورزشی و قهرمانی به خانواده ها و مربیان کمک شایانی می کند. شاید لازم باشد مربیان و والدین قبل از شروع فعالیت ورزشی، شاگرد و نوآموز را مورد بررسی روان شناسانه قرار دهند؛ و بعد از نتایج آزمونها پیشنهادات تخصصی و راهگشایی داشته باشند.

اغلب تنش های بین بازیکنان، مربیان در تمرین و مسابقات ناشی از تفاوت و عدم شناخت تیپ های شخصیتی است که در ابتدا شناسایی نشده است. برخی ورزشکاران نیز بر خلاف مشخصات تیپ شناسی در محیطی مخالف با روحیات خود قرار می گیرند که هیچ گاه از آن فعالیت، شغل و یا رشته ورزشی خاص احساس لذت یا رضایت نمی کنند.

راحت ترین مثال: اشتباه در انتخاب یا پیشنهاد رشته های گروهی یا انفرادی، برخوردی یا غیر برخوردی، توپی یا غیر توپی، راکتی یا غیر راکتی، قهرمانی یا سلامتی از سوی ورزشکار است.

مبحث سی و هشتم: انگیختگی در ورزش


حالت هشیاری، پیش بینی و گوش به زنگ بودن که بدن را برای هر اقدامی آماده می کند. انگیختگی شامل فعالیت های فیزیولوژیک، افزایش ضربان قلب، فعالیت های شناختی و افزایش توجه می شود. این حالت به فعال سازی جسم و ذهن مربوط می شود که به خودی خود نه خوب است نه بد. آدمی برای کار کردن موثر به میزبانی از فعال سازی نیاز دارد.

انگیختگی به سه بخش تقسیم می شود:

  • ذهن (پردازش سریع اطلاعات، افکار آشفته و دشواری در تمرکز)،
  • بدن (تغییر رنگ پوست، ضربان قلب، فشار خون)
  • رفتار (لرزش دستها، گام های بیقرار، خالی شدن رگ های صورت از خون)

سطح بهینه انگیختگی در ورزش های مختلف با توجه به رشته تخصصی به سه سطح تقسیم می شود:

۱_ انگیختگی بسیار پایین؛ مورد استفاده در ورزش هایی که نیاز به آرامش، توجه، دقت و تمرکز و بودن در لحظه به طور تام دارند، مثل تمام رشته های مرتبط با تیراندازی، شطرنج

۲_ انگیختگی متوسط؛ مورد استفاده در ورزش هایی که نیاز به انگیختگی در سطح متوسط و معمولی دارند، مثل رشته های تنیس روی میز، سوارکاری، موج سواری، فوتبال، ورزش های رزمی در شاخه نمایشی و شمشیربازی

3_ انگیختگی بسیار بالا؛ مورد استفاده در ورزش هایی که نیاز به انگیختگی در سطحی بالا برای بهترین اجرای ممکن دارند، مثل وزنه برداری، دوهای سرعت، ورزش های رزمی در شاخه رقابتی و کشتی

(از کتاب مرجع کاربردی روان شناسی در ورزش، نوشته: حوریه نیک دست)

توضیح تکمیلی از مجید کرامتی مقدم:



مبحث انگیختگی که در محافل ورزشی با محوریت مسایل روانی با نظریه یو وارونه عجین شده؛ حایز اهمیت فراموانی است. ورزشکاران و مربیان سطوح قهرمانی به تجربه دریافته اند که تداوم موفقیت های ورزشی ایجاب می کند مقدار انگیختگی را بدانند و تنظیم کنند.

یوری هنین از اساتید به نام روان شناسی ورزشی است که در حوزه انگیختگی مطالعات و پژوهش های فراوانی انجام داده است. وی در سال ۱۳۷۲ در اولین همایش تربیت بدنی که به میزبانی اصفهان برگزار شد به ایران سفر کرد و برای اولین بار در ایران مبحث روان شناسی ورزشی به صورت علمی و پژوهشی مطرح شد.

مبحث سی و نهم: ویژگیهای یک مشاور ایده آل (چه هنگام روان شناس ورزشی ورزشکار را به یک روان شناس بالینی ارجاع می دهد)


اصلی ترین ویژگی های یک مشاور یا روان شناس ورزشی:

دلسوز باشید و همدلی نشان دهید، صبور باشید و به ورزشکار بها دهید، صادق باشید و انتظار رفتار صادقانه را داشته باشید، جلب اطمینان کنید، از نظر هیجانی باثبات باشید، ساده باشید، بهره وری داشته باشید، همکاری کنید،شوخ طبع باشید، مهارت شنیدن داشته باشید، مهارتهای ارتباطی را بکار برید، فکر کردن را وسعت دهید،خوش بینی را رواج دهید.

در چه مواردی فرایند ارجاع از سوی روان شناس ورزشی رخ می دهد:

۱_ ورزشکار در جلساتی که بر پیشرفت عملکرد تاکید می کند دایما موضوعات خانوادگی و شخصی را مطرح می کند.

ممکن است نشانه ای از مشکلات خانوادگی، نگرانی هایی در روابط با همسر یا ناسازگاری بین والدین باشد.

۲_ ورزشکار دایما از شما می پرسد که آیا او نسبت به ورزشکارانی که با آنها کار کرده اید فردی خوب، آشفته، نرمال یا کاملا متفاوت است.

این ممکن است نشانه ای از نگرانی ها در خصوص عزت نفس، بی کفایتی یا بهزیستی خودش باشد.

۳_ ورزشکار مکررا به چیزهایی اشاره می کند که ناامید کننده بوده و ممکن است قابل تغییر نباشد.

ورزشکار به آسانی و اغلب طی جلسات گریه می کند. او اظهار می کند که در چند هفته گذشته کم خورد و خوراک بوده یا خورد و خوراک زیادی داشته است.

این نگرانی ها ممکن است نشانه ای از وجود یا شروع افسردگی در فرد باشد.

۴_ ورزشکار در مورد هر چیزی که انجام می دهد و هر چیزی که مشاور توصیه می کند مردد است.

دایم می خواهد بداند که ساعت چند است، و این که آیا قابل درمان است. این ممکن است نشانه ای محتمل از اضطراب باشد.

۵_ ورزشکار با خونسردی و در ملاء عام راجع به صدمه زدن به خود و دیگران صحبت می کند یا اینکه همه اشیاء شخصی خود را بخشیده است و هیچ پیوندی با مادیاتی که در اختیارش بوده ندارد.

این حالات منعکس کننده تکانه های خصمانه یا خودکشی گرایانه نسبت به خود و دیگران باشد.

۶_ ورزشکار دایم خود را به عنوان فردی که از هم تیمی هایش متفاوت است توصیف می کند.

هیچ کس ورزشکار را درک نمی کند و درباره ماهیتش سردرگم است. این نشانه اولیه ای از نگرانی ها در خصوص مسایل جنسی باشد.


(از کتاب تربیت روان شناس ورزشی، نوشته: جان ام سیلوا و همکاران، ترجمه: دکتر محمدکاظم واعظ موسوی)

توضیح تکمیلی از مجید کرامتی مقدم:



نکته حایز اهمیت در امر مشاوره این است که کاری تخصصی، دقیق و پیچیده است. مشاورین ورزشی باید در صورت مشاهده موارد بالا فرد مراجع کننده را به روان شناس بالینی و روان پزشک ارجاع دهند که در تشخیص، راهنمایی و درمان می توانند به ورزشکار کمک بیشتری بکنند. وظیفه اصلی روان شناس ورزشی همانا کمک به بهبود شرایط فنی و مهارتی ورزشکار، خارج کردن ورزشکار از فلات، بازخورد روحی روانی ورزشکار در حین، قبل و بعد تمرین و مسابقه است.

مبحث چهلم(قسمت اول):آمادگی روانی برای ورزشکاران



ذهن تربیت نشده نمی تواند هیچ گونه تلاش قابل ملاحظه ای را به نتیجه برساند. این مساله به ویژه در ورزش صادق است. ذهن تربیت شده با سطح تحصیلات، یا میزان هوش، کاری ندارد، بلکه به توانایی تمرکز در هر لحظه از زمان و توانایی حفظ تمرکز در رویارویی با فشارهای بیرونی مربوط می شود. (جفری هاجز)

برنامه شش هفته ای یا ۴۲ روزه برای دست یابی به آمادگی روانی:

روز اول:امروز من به افکارم توجه می کنم.

روز دوم: افکار من قوی و اثرگذارند و هم اکنون بر من تاثیر می گذارند.

روز سوم: هم اکنون باورهای من بر من تاثیر می گذارند.

روز چهارم: من هم اکنون افکارم را گزینش می کنم.

روز پنجم: من هم اکنون با تغییر افکارم تغییر می کنم.

روز ششم: هم اکنون افکارم تحت اختیارم هستند.

روز هفتم:امروز می خواهم افکاری را انتخاب کنم که بهترین افکار برای من هستند.

روز هشتم: هم اکنون من برتر از چیزی هستم که فکر می کنم.

روز نهم: ذهن من در آرامش است. هم اکنون می خواهم افکارم آرام باشند.

روز دهم: من می توانم، من می توانم همان گونه ای باشم که می خواهم.

روز یازدهم: هم اکنون رفتار، افکار و دارایی های کهنه ام را دور می ریزم

روز دوازدهم: من هم اکنون دارای قدرت هستم، من هم اکنون سرنوشتم را با افکارم رقم می زنم.

روز سیزدهم: من از اشتباهاتم درس می گیرم، هم اکنون هرگونه احساس گناه ناشی از اشتباهاتم را از خود دور می کنم.

روز چهاردهم: تصویرسازی کلید موفقیت است، من هم اکنون می توانم به روشنی اهدافم را مجسم کنم.

روز پانزدهم: موفقیت حق من است و من سزاوار آن هستم.

روز شانزدهم: به این موقعیت می توان به گونه ای دیگر نگاه کرد و به گونه ای دیگر اندیشید.

روز هفدهم: من هم اکنون با آرامش ذهن خود را آرام و باز می کنم.

روز هجدهم: با وجود این پیش آمد، انتخاب من اینست که آرام و صلح آمیز بمانم.

روز نوزدهم: من مشکل قابل حل شدن را رها می کنم.

روز بیستم:هم اکنون تمرینات تصویرسازی باعث بهبود عملکردم می شوند.

روز بیست و یکم: من هم اکنون آرام و راحت هستم، چون افکارم را خود انتخاب می کنم.

روز بیست و دوم: امروز در هر چیزی جنبه مثبت آن را می بینم.

روز بیست و سوم: هم اکنون با تمرینات ذهنی عملکرد ورزشی و زندگی ام را ارتقاء می بخشم.

روز بیست و چهارم: تصور و تجسم ابزار مثبت و پر قدرتی هستند.

روز بیست و پنجم: من در یک آن آرام می شوم و هم اکنون آرامش مطلق را تجربه می کنم.

روز بیست و ششم:قدرت ذهن و افکار من آینده مرا خلق می کنند.

روز ییست و هفتم: امروز با افکارم تجارب و آینده خود را می سازم.

روز بیست و هشتم:امروز به ساختار فکری ام توجه می کنم.

روز بیست و نهم: من هم اکنون می توانم شیوه فکری ام را وسعت بخشم.

روز سی ام: با گام های کوتاه و پیوسته به اهداف بزرگ دست می یابم.

روز سی و یکم:من امروز به کل وجودم توجه می کنم.

روز سی و دوم: روند فکری من رفتارم را شکل می دهد.

روز سی و سوم:انگیزش از نوع تفکر من در خصوص اهدافم ایجاد می شود.

روز سی و چهارم:من هم اکنون رفتارهای نامناسب و قدیمی ام را رها می کنم.

روز سی و پنجم:من امروز به رفتارهای مثبت دیگران توجه می کنم و آنها را می آموزم.

روز سی و ششم:من کاملا آرام هستم، هم اکنون ذهن من آزاد و باز است.

روز سی و هفتم:خودم را می بینم که در بالاترین حد توانایی خود عمل می کنم.

روز سی و هشتم:هم اکنون رویدادهای رویدادهای زندگی ام را تحت اختیار می گیرم.

روز سی و نهم:ذهن من می تواند شفابخش و انرژی زا باشد.

روز چهلم:ذهن من می تواند مرا در غلبه بر ترس یاری دهد.

روز چهل و یکم:اینک همه کس و همه چیز باعث موفقیت من می شود.

روز چهل و دوم:من اکنون فردی موفق، باانگیزه و مثبت هستم.



(از کتاب راهنمای آمادگی روانی برای ورزشکاران، نویسنده:جفری هاجز، ترجمه:شمسی صنعتی منفرد)

/پایان/

مهارت‌های روانی | mentalskills

«مهارت‌های روانی» پایگاهی جامع و صمیمی برای رشد و توسعه فردی و اجتماعی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا